گورپدرزندگی....

 
 

 

آخرین یادداشت ها
خدانگهدار
؟......
مدرسه
ماشین شهرداری.
گلایه ها
باز میکنیم
گرم از مستی.
سال نو مبارک. عیدیهمه به ما بیلاخی بیش نیست
[ بدون عنوان ]
؟؟؟؟
بی گازی ( ما با چس.ی.دن خود را گرم میکنیم)
قدرت خداوند
حبس
یادمان رفت عنوان بگذاریم..
برو بابا


آرشیو
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387

موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
مملی
ماندانا ی مهربون
مهر
خاتون.. الاغی که یونجه را می فهمید
اتاق تمام فلزی.. امین
یک روز بعد از ظهر..مریم..
مونث عاصی
افیون
آسمان گرگ و میشی

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
4980

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com
 

 ماشین شهرداری.

 

این روزها گاهی اوقات حالمان از شغل آینده مان بهم میخورد. از اینکه دستمان را تا آرنج تا فیهاخالدون زنان فرو کنیم و بچه ها را از چیز مادرشان بیرون بکشیم که چی؟ که یک آدم دیگر را وارد این وادی کنیم . ما که گاهی اوقات فحش ناموس بار دکتر تاجیک میکنیم.

این روزها هوای اینجا عالیست و ما با اراذل به گه کشیدن مشغولیم. شغل مقدسی است.

این روزها ملت کو.ن تلفن مارا پاره کرده اند بس میزنگند و ما هر چه آنها را خر میکنیم نمیفهمند. شاید آنان خرند.

پ.ن:نمیشود به ما بیاموزید که نام آن پرنده سسک زرد است نه سکس زرد؟ تا اشتباهن وارد برگه ی امتحانی نکنیم.

پ.ن: زندگی مان پاک سازی شد. آشغالها را از زندگیمان راس ۹ شب بیرون گذاشتیم.( به شما نیز توصیه میکنیم. صفایییییییییییییییییییییییی دارد.)

  6:38 PM | مهدیه | نظرات [9] | نسخه قابل چاپ